تبلیغات
محـــبان اسلام و اهل بیــــت

محـــبان اسلام و اهل بیــــت
زندگینامه و كرامات علما و بزرگان،داستان های عبرت آموز و مطالب مذهبی و... 
نویسندگان
تبلیغات
نظر سنجی
به نظر شما آیا تیم ملی ایران در جام جهانی از گروه خود صعود می كند؟



جملات حكیمانه تصادفی
جملات عاشقانه تصادفی
لینک های مفید
معرفی به دوستان
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

پخش زنده
علامه حسن زاده آملی سالی به آمل می رود تا استراحتِ تابستانی را در آنجا سپری كند. در آنجا به انجام تكالیف جدیدی از قبیل اقامه نماز جامعت در مسجد... می پرداخته و با عده ای از اخوان اهل صفا به بحث و درس مشغول می شده است . روزی بر حسب اتفاق خسته می شود و شدیدا محتاج به استراحت می شود. به منزل می رود و در خانه با بازی بچه ها  و سر و صدای آن ها مواجه می گردد. عصبانی میشود و با اهل و عیال ، به قیل و قال و دعوا می پردازد . می فرماید : به اتاق خود رفتم ك استراحت كنم ،  وقتی ارام گرفتم فهمیدم  كه با خانواده بد كردم و شایسته نبود كه اینطور رفتار كنم.
 لذا برخاستم و به بازار رفتم و مقداری شیرینی خریدم  تا با آن ، دل بچه ها  و خانواده را به دست آورم ... ولی به جهت تاریكی ها یی ك بر جانم مسلط شده بود باز دلم آرام نگرفت و دیدم نمیتوانم بمانم. تصمیم گرفتم به تبریز بروم و آقای الهی ( سید محمد حسن الهی برادر علامه طباطبایی) را كه تازه از بیمارستان خارج شده بود و من موفق به عیادت او نشده بودم زیارت كنم...

همین كه به محضرش وارد شدم و سلام و احوالپرسی كردم فرمود : تصمیم گرفته بودم نامه ای به قم یا آمل بنویسم . زیرا شما از من خواسته بودید كه از آقای قاضی بخواهم لطف و عنایتی در حق شما داشته باشد، ولی ایشان از شما ناراحت و نا راضی هستند ! و می فرمایند : كسی كه بخواهد در این راه - سلوك و طریقت - قدم بردارد چگونه به خود اجازه می دهد ك اهل و عیال و اطفال را از خود برنجاند ؟؟؟ زیرا كه رضایت آنها را به آسانی نمی توان به دست آورد .
آقای آملی میفرماید با شنیدن این سخنان تمام بدنم از خجالت سرخ شد و اشكم جاری گردید و نزدیك بود كه ... و بعد از اندكی استراحت آقای الهی از علت بد رفتاری ام با خانواده پرسید كه قضیه را برایش شرح دادم. مرا دلداری داد و خانواده را برایم سفارش كرد .
وقتی كه به قم آمدم این حكایت را برای علامه طباطبایی نقل كردم .
ایشان مدتی سرش را زیر انداخت و سپس سر خود را بلند كرد و فرمود :آقای قاضی مردی از مردان بزرگ بود.
آقای آملی می گوید :‌ پیش خود گفتم وقتی امثال آقای قاضی كه خادم اهل بیت هستند در این درجه باشند ، مقام و مرتبه معصومین چگونه خواهد بود ؟؟


                            آیت حق ، ص 332



طبقه بندی: كراماتی از آیت الله قاضی(ره)،
[ چهارشنبه 11 دی 1392 ] [ 05:30 ق.ظ ] [ محمد .ش ]

درباره وبلاگ

بیا ای منجی عالم كه چشمانم ندارد سو
جهانت شد بیابان و دو چشم من شده گریان

اللهــــــــــــــــــم كن لولیــــــــــــك الحجه ابن الحســـــــــن،صـــــــــلواتك علیه و علی آبـــــــــاءه،فی هـــــــذه الســـــــــــاعه،و فی كل ســــــــــــــاعه،ولـــــــــــــیا و حافظا،و قـــــــــــایدا و ناصـــــــــــرا،و دلــــــــیلا و عینا،حتی تسكنـــــــــــــه ارضــــــــك طوعا،و تمتعه فیها طویـــــــــلا، برحمتـــــــــــــــك یــــــــــا ارحم الراحمیــــــــــــــــــــــــن
لطفا نظر دهید تا بتوانم وبلاگ را بهتر كنم.....هر نظر شما میتواند مشكلی را از قلم حقیر رفع كند پس نظر دهید لطفا...
هزینه بازدید از این وبلاگ فقط دو صلوات است،
بسیار متشكرم.......بنده حقیر محمد.ش
امیدوارم از بودن در این وبلاگ احساس رضایت داشته باشید
ایمیل من:rastakhiz11@yahoo.com
تصاویر تصادفی
اخبار ورزشی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :